به ديدارم بيا هر شب
در اين تنهايي تنها و تاريک خدا مانند
دلم تنگ است
بيا اي روشني، اي روشن تر از لبخند
دلم تنگ است..
بيا بنگر، چه غمگين غريبانه
در اين ايوان سر پوشيده واين تالاب مالامال
دلي خوش کرده ام با اين پرستوها و ماهي ها
و اين نيلوفر آبي، و اين تالاب مهتابي
شب افتاده است ومن تنها و تاريکم
و در ايوان تالاب من،
ديريست در خوابند
پرستوها و ماهي ها و آن نيلوفر آبي
بيا اي مهربان من
بيا اي ياد تنهايي...

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 0:28  توسط شکوفه
|
